X
تبلیغات
رایتل

آماده باش ای دوست...

چهارشنبه 25 مرداد 1385 ساعت 02:32 ب.ظ

 وقتی که کسی رو که به عنوان شریفترین انسان می شناختی یهویی بهت می گه که جون آدما براش ارزش نداره...

 وقتی که می خوای بنویسی ولی واژه‌ ها رو فراموش کردی...

 وقتی می خوای بگی ولی نمی دونی چطوری و از چی بگی...

 وقتی که دلت می خواد به بدترین شکل عمرت گریه کنی ولی گریت نمیاد...

 وقتی دلت می خواد فقط به خدا فش بدی و بهش بگی مردی بیا یه دفعه جای آدما زندگی کن...

 وقتی این قدر کم اورودی که دلت می خواد بمیری ولی حتی اونم نمی تونی...(یا شایدم جرئتشو نداری...)

 وقتی... وقتی تو این وقتا باشی چی کار می کنی؟

 پ.ن:

  همیشه وقت هایی هست که نمی دونی چه غلطی بکنی...

  همیشه وقت هایی هست که نمی دونی حقیقت و واقعیت چطور باید آرامش دهنده باشند...

  همیشه... پس شاید بد نباشه تو تخیلت خودت رو کمی برای این وقت ها آماده کنی!

نظرات (11)
چهارشنبه 25 مرداد 1385 ساعت 02:39 ب.ظ
سلام با تشکر از زحماتتون اگر می خواهید در مورد:آیا قران از جانب خدا آمده است؟ و یا کاردستی محمد است؟ تناقضات قرآن و اشکالات علمی موجود در متن قرآن و زنان پیامبراسلام!!! و احادیث که نشانگر علم لا یتناهی ائمه!!!... بیشتر بدانید به این ادرس سری بزنیدwww.alcoran.blogsky.com
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 مرداد 1385 ساعت 05:31 ب.ظ
می دونم چی می گی ولی فقط در اینجور موارد می تونی صبر کنی و البته اگه یکی که خیلی دوستش داری کنارت باشه کمک بزرگیه . می تونی ساز بزنی ( البته اگه بلدی) یا حداقل به موسیقی گوش بده . اینا همه ی کارهاییه که من انجام میدم.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 مرداد 1385 ساعت 06:19 ب.ظ
این که آدم توی شراطی خاص ( روحی و یا جسمی ) قرار می گیرد و زندگی دیگر مثل همیشه ساده و شیرین نیست فقط نشانگر حضور خود خداست...

اگه همیشه همه چیز به کام باشد و هیچ چیزی دچار هیچ مشکلی نشود و دیگر کار هیچ بنده ای به خدا نیفتد می دانید چه خواهد شد؟

خوب است آدم در چنین شرایطی ( که من بارها تجربه اش را داشته ام ) جای اینکه بنشیند و بخواهد به خدا بدگویی کند فقط برای چند لحظه نعمت هایی که دارد را بشمارد تا همان لحظه آب شود و از خجالت دیگر روی صحبتش هم با خدا نباشد...!

نمی دانم. این ها تنها نظرات من هستند. من در شرایط سخت هیچ کس را جز خدا دوست خودم نمی بینم. و می دانم که هر چیزی که پیش می آید تا همه چیز را بر هم زند و زندگی را سخت کند برای رشد من و خواست خودش است........
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 مرداد 1385 ساعت 06:34 ب.ظ
سلام مرسی از این که به وبلاگ من سر زدی.
همیشه هم وقتی های وجود دار که ادم می دون چه کار می خواهد انجام دهدولی نمی دونی توی این وقت کم چه جوری .
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 مرداد 1385 ساعت 06:37 ب.ظ
می‌دونی عزیزم
اگه این وقتها تو زندگی آدم نباش اون وقت خیلی از وقتهای دیگه شکل نمی‌گیرن...
با این حرفت که از خدا ...آدم بود(جرات میکرد آدم بشه) ...والا چی بگم. ولی کلا...همین جاهاست که آدم تو عین سختی خودشو نشون بده.
راستی به سوالم جواب ندادی که اگه به پوچی رسیدم می‌تونم ازش در بیام یا نه؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 مرداد 1385 ساعت 08:52 ب.ظ
من که شما رو لینک کرده ام. البته به این آدرس نه... ( می توانم آدرس رو عوض کنم)

- برای من حرف هایی مثل پوچ گرایی و یاس فلسفی و... هیچ معنایی ندارند. و هیچ وقت هم نداشتند.

چه دلیل دارد که آدم خودش رو پوچ گرا جلوه بده؟ چرا آدم باید طوری رفتار بکند که انگار از همه چیز دل زده است و هیچ امیدی به هیچ چیز ندارد...؟

چرا وقتی این همه امید و درهای باز وجود دارد آدم باید بنشیند و بیخودی در ها رو به روی خودش ببندد و بگوید که من از همه چیز نا امیدم. خدا... دیگران... خودم...

این حرف ها تا به حال هیچ کس را به جایی نرسانده... لا اقل من که هر وقت می خواهم به خودم از این حرف ها بزنم دلم می خواهد یکی محکم بزنم تو دهن خودم!!

آدم باید زیبایی های دنیا رو همانطور که هستند ببیند. نه خیلی بزرگ و نه خیلی کوچک. اتفاقا زمانی که دنیا روی خوش به آدم نشان نمی دهد زمانی است که آدم رو وادار می کند به این که: ببین!‌ تو هیچ وقت قدر هیچ چیز رو ندانستی... تو همیشه شکوه من رو دست کم گرفتی..!!!!

خوب است که آدم خودش به خودش کمک کند تا با موفقیت بجنگد و پیروز باشد. نه این که تا جنگ می شوداز همه چیز قطع امید کند و بگوید که هیچ چیزی وجود ندارد که امیدوار کننده باشد...

این ها هم تنها نظرات من و با توجه به تجربه های خودم بودند.

من به شخصه خودم را محکوم می کنم پیش از اینکه بخواهم خدا را محکوم کنم و تمام فرصت هایی که من می توانستم مجازات شوم و خدا حکم بخشش من را صادر کرد را از یاد ببرم..............

امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 مرداد 1385 ساعت 10:03 ب.ظ
من لینکت رو گذاشتم.
دیدارم گذاشت.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 26 مرداد 1385 ساعت 12:36 ق.ظ
salam
daghighan hamin lahzati ke alan man tosham! age tonesti rahe farari peida koni , manam khabar kon!
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 26 مرداد 1385 ساعت 12:34 ب.ظ
لینک شما رو در وبلاگم قرار دادم...
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 26 مرداد 1385 ساعت 03:10 ب.ظ
در ضمن من از بچه های فرزانگان نیستم..!

می توانم بدونم چرا همچین فکری رو کردید؟

ممنون
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 26 مرداد 1385 ساعت 03:37 ب.ظ
سلام
مرسی از اینکه لینک دادین
منم لینکتون رو گذاشتم.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد