X
تبلیغات
رایتل

پایان

سه‌شنبه 28 آذر 1385 ساعت 08:18 ب.ظ

 و اکنون به پایان می روم. خدانگهدار دوستان مجازی من!

 پ.ن: در این توالت تطیله. چند وقت دیگه هم تخلیه ی فاضلاب می کنم و آثاری که از فردی که از آن استفاده کرده را می شویم و به این آلودگی پایانی می بخشم! ترجمه اش به زبان خودمونی تر می شه: چند وقت دیگه کلا هر نوع اثری که ازین وبلاگ در دنیای مجازی وجود داره پاک می شه. به این ترتیب به پایانی می روم، پایانی که خود آغاز روند جدیدی است.

 خدا حافظ!

نظرات (22)
چهارشنبه 29 آذر 1385 ساعت 10:38 ق.ظ
انتخاب رو واسه راه حل هاش می خونم. سوالای مرحله اول که فقط از همین یه کتابه! اون کتابی که گفتی چیه؟ راستی من آفت و وست رو هم خوندم ولی هیچی انتخاب نمی شه! :دی !
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 30 آذر 1385 ساعت 05:21 ب.ظ
این جمله هی که این زیر نوشتی وقعا دچار عذاب وجدان می کنه منو! ( وقتی نظر کاملا پرت می دم.) ببین من نه مثل بقیه فرزانگانی ها می خونم٬ نه مثل اونا فکر می کنم و نه حل! ( منو با اونا قاتی نکن! ). من انتخاب رو می خونم چون چند دیدم که سوالا مستقیما مربوط اند! خیلی بده که من مثل سال قبل که رفتم سر جلسه٬ مشابه بعضی سوال ها رو اصلا ندیده بودم! در حالی که حداقل یک سوال رو که من سر امتحان فکر کرده بودم و حل کرده بودم ( کلی ابتکار..! ) به سادگی تو همین کتاب ها بود! همین هایی که می گیم سطح پایینه! به نظر من هر تیکه از هر کتابی که مربوط باشه به سوالا به درد خوندن می خوره. دیدم که عده ای همین کتابی که تو می گی رو هم خوندن ( بلکه بیشتر از این حرف ها هم خوندن! ). اگه تا حالا نشنیده بودی که کسی هخمه ی تئوری ها رو خونده باشه ولی تمرینش کم باشه حالا بشنو! من تمرین در حد انتخاب هم حل نکردم! امیدوارم حالا برسم.
امتیاز: 0 0
جمعه 1 دی 1385 ساعت 10:14 ب.ظ
تمرین ها رو دقیقا همین جوری که می گی حل کردم... البته بعضی ها رو واقعا خیلی سرسری خوندم! ( خیلی تکراری بود! ) در ضمن علیپور که کتاب هاش کتاب همه هستند غیر خودش! ( مجموعه آثار واقعی! ) در ضمن من محض ضایع نشدن هم که شده باید حداقل مرحله اول رو قبول شم و اگه نشم که دیگه مرحله دومی هم در کار نست که! این المپیاد هم تنها چیزی که داره تمرینه ( بر خلاف بقیه! ) که من بعید می دونم امتحانای ترم که به زودی شروع می شن بذارن چیزی حل کنم و یه چیز خیلی مهم این که جواب سوالای سال قبل رو نداری؟! می خوام بدونم سال قبل چه چیزهایی رو بلد نبودم ولی انگار راهی واسه چک کردن جواب هام ندارم. اگه انقدر اصرار داری شاید رو اون کتابه هم یه نگاه انداختم. من فقط سپیده رو می دونم اونم چون هم اسم خودمه و الا آلزایمر..!
امتیاز: 0 0
شنبه 2 دی 1385 ساعت 01:47 ب.ظ
سینا حالا تو که داری می ری من هم می رم خیلی لوسی می دونی خیلی نا مردی که داری من را تنها می ذاری ومی ری
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 دی 1385 ساعت 03:50 ب.ظ
خوبه٬ خوش سلیقه ای! من با تو از لحاظ نحوه ی فکر کردن فرق دارم! روحیه و ... ! چون من یادم نمیاد که واسه قبولی تو اینجا یا هیچ جای دیگه ای که رفتم فکر کرده باشم که حتما باید چیزی بشم! به نظرم این طوری رو اخلاق آدم تاثیر منفی داره! من ترجیح می دم قدم بزنم! من اگه کتابه رو دوباره دست غزاله ببینم شاید یه نگاه بهش بندازم.. مطلباش چیه و چطوری درس داده؟! درضمن ممنون از این همه توجه که گفتی شاید بپرسی!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 دی 1385 ساعت 03:52 ب.ظ
راستی کجا از خودت تعریف کرده بودی؟!!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 4 دی 1385 ساعت 10:37 ق.ظ
سلام خوبین به وبلاگ منم سری بزنید
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 5 دی 1385 ساعت 10:11 ق.ظ
سینا خان
شما هم با لحنه دیگری نوشته بودید انگار....
خوب اگر واقعامی خوای بری برو ولی اگر دباره اومدی به من هم بگو هر چند می دونم جناب مهندس دیگه اون موقعه وقت سر خارندن ندارند ولی....
اگر دیگر نتونستیم از طریق کامنت گذاشتن باهم ارتباط داشته باشیم از من هم خداحا فظ
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 6 دی 1385 ساعت 05:34 ب.ظ
سلام.
چرا؟ مگه چی شده؟

نه!‌ این کار رو نکنید ها...!

هم منتظر حضورتان و هم نوشته های بعدی هستم....
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 6 دی 1385 ساعت 09:20 ب.ظ
سلام...
من کوشا کلانتری هستم از شهید اژه ای اصفهان...
یکی از المپ کامیا...
نمیدونم چه تریپیه که شما تهرونیا دارین که هی به هم میگین چه خوندین چی نخوندین...چون بار ها دیده شده که یکی همه کتابهای موجود رو غورت داده و هیچ *ه *ه ای نشده...ولی از اون طرف کسایی بودنم که(اون سالا که کام تا سوم بوده)...تو ساله سوم به کل 7 ماه المپو گذاشتن کنار به خاطره یه سری مسائله دیگه و قبلشم چیزه خاصی نخونده بودن ولی خیلی آدمای خوفی بودن...
در هر حال خوشحال میشم ای دی تو بدی بهم تا با هم بیشتر آشنا شیم...kousha123@gmail.com...
یاهو اکثرا نیستم چون در درجه اول دانلودش مکافاته...در درجه دوم یه سری مسائل دیگه...: دی..

راستی تو اصف شماها کلا به این که هیچکی هیچ کیو نمیشناسه معروفین یعنی یهو میبینی یه ادمی که بارشه وجود داره که هیچکی از وجودش خبر نداره...آیا واقعا اینطوریه یا نه ؟؟

یه سری چیزای دیگه هم هست که خوشحال میشم ای دی تو بدی..

فعلا...
امتیاز: 0 0
شنبه 9 دی 1385 ساعت 11:08 ق.ظ
خدا حافظ
امیداوارم بتونید اینگونه در مورد هر موضوعی نظر بدهید
و در رشته فلسفه (مورد علاقه ی خودتون )قبول شوید
اما جواب من را ندادین ( هنوز ازت سوال دارم)
بازم خداحافظ
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 12 دی 1385 ساعت 10:54 ق.ظ
سینا جان بذار اول بگم که یادت که من دوستم را از دست داده بودم در اون موقعه تو من را خیلی بهتر از دیگران درک کردی .
من در اون لحظه همیشه از اینکه روزی شاید تو بری من در این دنیای به قول تو مجازی مثل این دنیای که داریم زندگی می کنیم تنها بمونم فکر کردم البته فکر کردم شما دوست عزیز به من...کمک می کنی من خیلی ناراحتم که یک دوست دیگر را دارم از دست می دم همین
از این که از مطالبم خوشت اومد دوباره مرسی .
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 14 دی 1385 ساعت 04:44 ب.ظ
سلام .
نمی دونم چی براتون بنویسم که جنبه ی تشکر مجدد را داشته باشه ولی با این وجود می خوام امروز چند تا از سوال هام را بگم :
شما چند سالتون که نسبت به بقیه بیشتر من را درک کردید؟
شما کلاس چندم هستید که سال دیگر دوباره می خواهید رشته تون را عوض کنید؟
آیا توی این۵ ماه ما باهم دوست بودیم یا فقط...؟
از اینکه این سوال ها را پرسیدم نا راحت نشده باشید و نگذارید به حساب فضول بودن چون من این جوری نیستم .
راستی شما امتحاناتون شروع شده؟
می تونید در این مورد یک پست توپ بنویسید .
می دونید زهره رفت ولی دوستای دیگم جاش پر کردن حالا اگر شما برید کی جای شما را پر می کنه.
راستی یک نفر حرفهای ما را می خونه!
امتیاز: 0 0
شنبه 16 دی 1385 ساعت 12:07 ب.ظ
پس فقط یک سال با هم فرق داریم چه جالب نه من ریاضی را خیلی دوست دارم اما توی انتخاب رشته شک دارم.
امتیاز: 0 0
شنبه 16 دی 1385 ساعت 04:20 ب.ظ
من برای این که آبیه داشت از همینی که به اسم یه المپیادی کامنت داده برات این کتابه رو گرفتم. اما حل هاش خیلی بده. اگه کتاب بهتری می شناسی بگو تو رو خدا!
تو طول امتحانا که من انگار به تابستون رسیدم.. ولی خب تو یه وبلاگی پیشنهاد داده بود که چند تا سوال رو تو طول امتحاناتتون حل کنید که سوال حل کردن یادتون نره.
من تا حالا چند دفعه سوالاتو از قلم انداختم که اینو می گی؟!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 17 دی 1385 ساعت 11:32 ق.ظ
وقتی آدم یه کاری رو دوست داره نیاز به توصیه کسی نداره که بهش بگه ترکش نکنه! ( یه اشاره هم زیادیه! ) درضمن٬ این راه حل هاش خیلی....ی طولانیه! تو مشکل نداری باهاش؟ واقعا؟! بعد یه چیز دیگه.. باید چقدر از سوالا رو جواب بدیم که قبول بشیم؟ ( حدودا! ) چون توی اون وقتی که دادن نمی شه همه شو حل کرد.. البته فکر کنم!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 17 دی 1385 ساعت 11:28 ب.ظ
اگه کتابه رو دیدی به من هم نشون بده! تا حالا سوالای سایت رشد رو حل کردی؟ اگه بیشتر بودند بهتر می شد. سوال های خوش دستی اند! ( تا جایی که من دیدم! ) راستی نگفتی که چطوری با راه حل به اون طولانی ( مال کتاب آبیه! ) کنار اومدی!
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 19 دی 1385 ساعت 11:39 ق.ظ
آخه مشکل اینه که همه ی این سوال ها حل میشن٬ ولی آدم باید بدونه از بهترین راه داره حل می کنه! این همه ی بدترین راه ها رو نوشته! اگه کسی با این راه ها حل کنه من شرط می بندم قبول نمیشه!
راستی کتاب جلوه هایی از ترکیبیات رو هم گرفتم.. کلا کتاب ها مطالبشون شبیه هم اند! اون قدر فرق ندارند!
در مورد رشد هم اصل حال کردنم باهاش سر سوال استعدادش بود: ۲ تا فنجان داریم که در یکی شیر و در دیگری قهوه است. یک قاشق از شیر در قهوه می ریزیم و بعد از آن یک قاشق از فنجان شیر-قهوه توی شیر. نسبت شیر به قهوه تو اولی به قهوه تو شیر تو دومی چیه؟
من خیلی سوال های استعدادش رو دوست داشتم.. چی می شد اگه اونا رو واسه مرحله اول می دادن! آسووووووووون.. ولی حوصله آدم سر نمی ره!
امتیاز: 0 0
جمعه 6 بهمن 1385 ساعت 06:01 ب.ظ
سلام مثل اینکه بد موقه مزاحم شدم شما داشتید می رفتید
تا نرفتید به من هم سر بزنید
امتیاز: 0 0
شنبه 21 بهمن 1385 ساعت 03:46 ب.ظ
آفت جواب تشریحی نداره. من خودمم دنبال اینم که با یکی چک کنم! من مال ۳ سال رو بعد حدود ۳ هفته کلش رو حل کردم. ( چه شاهکاری!!!!! ) بعدم این که توی هیچ کدومشون توی وقت خودش نمره ۲ رقمی نگرفتم!!!خیلی غلط دارم. تا یک قدمی جواب می رم بعد تا میبینم توی گزینه ها هست همون رو می زنم! فعلا دارم یه چند تا مبحث کوچیک می خونم و یکم روی قبلی ها تمرین می کنم چون توی کل اونهایی که زدم بیشتر از سوال ۲۰ نرفتم!!! ( حدودا! )
امتیاز: 0 0
شنبه 21 بهمن 1385 ساعت 07:32 ب.ظ
ضایع شدن چیه؟! من که سوالای تشریحی رو خوب حل می کنم ولی تستی رو به آخر نرسیده یادم میره! ( آلزایمر ) . وقتش هم آره! بعد ۴ ساعت من دیگه نمی تونم هیچی بخونم ولی بدتر از این هم دیدم!!!...چقدر طولانی سخنرانی می کنی! نیلوفر هم درست جواب داده! من عمرا اگه کلمه ی خنگ رو به کار نبری بفهمم چی می خواستی بگی!! تازه اگه تو هم فکر می کردی من خنگم خودم این فکر رو نمی کردم!! مشکل سرعتم هم فقط واسه ی اینه که فورمولاش رو درست بلد نیستم! ( بذار یاد بگیرم تا مطمئن بشی خنگی!! (:< !! )
امتیاز: 0 0
یکشنبه 22 بهمن 1385 ساعت 07:56 ق.ظ
((= باشه!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد