X
تبلیغات
رایتل

پراکنده

دوشنبه 22 بهمن 1386 ساعت 05:47 ب.ظ

  پراکنده ها گاهی بدجوری به هم پیچیده اند.

  بعد از مدت ها دوباره ریش گذاشتم- البته نقش یک تکان احساسی که اخیرا خوردم را در آن تکذیب نمی کنم. نمادی از دیوانگی برایم همان مانده است.

  نگاه... وقتی نگاه یک نفر قصد شکار چشم هایت را دارد. گاه در برابرش نمی دانی چه کار کنی... به چشم هایش تسلیم کنی یا به دیوار خیره شوی؟ امیدوارانه خودش فراموش می کند... امتحان های دشوار می تواند به نتایجی دشوار برسند - گرچه با سطح هم حتی درگیر نباشی... زندگی ساده بد نیست: چه سال ها به طول بیانجامد تا عمیق درک کنیم: سادگی سطح نیست.

  تامل دوباره درباره ی مرگ(های) روحی که داشتم. روزگار سریع می تواند بچرخد - ولی ذهن آدم ها گاهی تندتر و گاهی کندتر می رود.

  سوال هایی ساده و سخت: به خانواده چه قدر اهمیت می دهی؟ از ۳ بعد: از بعد عضو کوچک آن از بعد عضو تشکیل دهنده اش و در نهایت از بعد کسی که می تواند مفهوم آن را در ذهن دیگری از سفال به گل تبدیل کند.

  سفرهایی دراز و کوتاه: چه قدر در خودت به آرامی سر می کنی؟ شاید گاه به پر کردن خیال برای یافتن معنی مجازی نیاز داریم - گاهی هم شاید خالی کردن ذهن نیاز داریم. البته فعلا به پیش رو می اندیشم: زندگی از نو.

نظرات (4)
دوشنبه 22 بهمن 1386 ساعت 05:56 ب.ظ
وبلاگت قشنگه...
به منه تازه کار دا بلاگ اسکای هم سر بزن...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 22 بهمن 1386 ساعت 06:10 ب.ظ
جواب ایمیلم؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 22 بهمن 1386 ساعت 06:13 ب.ظ
در ضمن معنی اون ایمیل رو هم فهمیدم. که در واقع خطاب به اون شخص نوشته بودی.
.
نمی دونم واقعا چی بگم. همین. فقط چون یک کمی عصبانی بودم و حالا هم خیلی خیلی بیشتر عصبانی و ناراحتم اگه چند روزی پیدام نشد فکر بدی نکن. همین.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 22 بهمن 1386 ساعت 06:17 ب.ظ
یا ایمیل اون رو رو اشتباه فرستادی یا از قصد برام سند کردی. که در هر صورت هم فرقی نداره.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد