X
تبلیغات
رایتل

نوشته های روی کاغذ دونات

سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 09:07 ق.ظ

  به یاد بیاورید مرا تا شما را به یاد آورم!

منهای یک: عدم وجود ندارد. وجود وجود دارد.

۰- تصادفی وجود ندارد.

۱- بی نظمی وجود ندارد.

۲- مجموعه، منظم یا نامنظم به خالقی نیاز ندارد.

۳- وجود به خالقی نیاز ندارد. پس وجود خالقی ندارد.

۴- حقیقت وجود دارد. (وجود = ؟)

۵- حقیقت خداست و خدا حقیقت.

قضیه: ۳و۴ => حقیقت خالقی ندارد.

  ما آفریده ی حقیقت نیستیم. جزئی از او هستیم. پس آفریده ی خدا نیستیم. خدا بی نهایتی است از مجموعه ی ما. از مجموعه ی عالم، انسان ها، مجموعه ای از بی نهایت ها، بزرگترین بی نهایت که از تمام بی نهایت ها بزرگتر است.

  خلقتی که در ادیان به آن اشاره می شود، خلقت از عدم نیست. یعنی ما این طور نبوده که در عالم عدم(که وجود ندارد) باشیم و خدا ما را به عالم وجود آورده باشد، یا از عدم به وجود آمده باشیم با خلقتی توسط خدا. آفرینشی که در ادیان مورد نظر است، کنار هم قرار دادن است.

 ۶- خلقت(به معنی از عدم به وجود آمدن) وجود ندارد.

  آدم ها از کنار هم گذاشتن چیزهایی به وجود می آیند. اگر همان مواد شیمیایی و روحی را در آزمایشگاه کنار هم قرار دهیم، می توانیم با تکنولوژی کلونینگ آدم بیافرینیم. ولی خدا اولین آفریننده ی انسان است و آخرینش، ولی در میان آفریننده هایی هستند که در ظاهر خدا نیستند، گرچه خدا هستند، چون ما جز خداییم و آفرینش ما آفرینش خداست(روبات و کامپیوتر و هوش مصنوعی آفریده های خداوندند چون عضو و زیر مجموعه ای از خدا مواد آن ها را کنار هم قرار داده).

  ۷. چیزی از ذاتش تحریک کننده نیست. تحریکات از عرضیاتند و ذات ها پاک از عرضیات...

  نکات عملی(اخلاق):

  عرفان عملیات فلسفه است.

  درک روی کاغذ چندان سخت نیست.

  به نظریه پردازی درباره ی اتم می ماند.

  و اختلافش با ساختن بمب اتم.

  E=mc2

(انیشتن می اندیشید حداقل چند قرن تا آزمایشی که نظریه اش را تایید کند طول می کشد، در حال که حتی نیم قرن هم طول نکشید و در حیاتش دید نظریه اش چه عملی بر سر ژاپنی ها پدیدار شد...)

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد