X
تبلیغات
رایتل

مجموعه

یکشنبه 13 بهمن 1387 ساعت 07:28 ب.ظ

  اولین بار در انشایی نوشتم:

 

  عشق مجموعه است. مجموعه ای از غم و شادی. از زشت و زیبا. از نابود شدن و ساخته شدن. از دوست داشتن و نفرت. از خودکشی و حیات. از ایستادن و تغییر.

 

  بعد نوشتم:


  زمین هم چنین است. مجموعه ای است از خطا و درست. از کثیف ترین زباله ها و زیباترین مناظر. از بهترین طعم ها و بدترین شان. هزار جور چیز مختلف در آن ریخته اند، ولی وقتی فضانورد می شوی و می روی آن بالا، تنها متحیری، متحیری از مجموعه ی زیبایی که می بینی.


  و چنین ام من، و چنین است عشق. عشق زیباست، چون مجموعه است، و به حیرت مجموعه ای شگفت انگیز، این قدر شگفت انگیز که حاضر باشیم ریسک کنیم. کلیت چشم ما را در برابر دیدن جزوییت کور می کند، و مبادا روزی که حاضر شدیم با عضوی، مجموعه ای را به کل بدنام کنیم.

نظرات (2)
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 05:05 ق.ظ
اونی که تو بهش گفتی بد شانسی من بهش میگم تعهد و ... ازش هم خوشم میاد و از اینکه تو زندگی منه لذت میبرم ...
گفتی عشق یاد قیصر افتادم که میگفت ای عشق از اتش اصل و نسب داری ...
امتیاز: 0 0
جمعه 18 بهمن 1387 ساعت 08:09 ب.ظ
جدآ چقدر قشنگ نوشتی .من تا حالا اینطوری فکر نکرده بودم.چه ایده نابی.خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنی.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد