X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه 4 تیر 1391 ساعت 01:49 ق.ظ

پروردگارا! آن هنگام که روزگار لبانم دوخته، آن هنگام که در سخت ترین شرایط عهدی با خود بسته ام، آن هنگام که بندگانت از آن تو اند، خودت باش پل قلب های ما آدمیان، ما بندگان غافل و ما بندگان از خود بی خود شده ی جاهل.


اینک تنها شاید با تو گفتن باشد پرودگار که عهد سکوت شکسته نمی شود. خودت سکوت قلب هایمان را بشکن، گرچه دهانمان دوخته و تک صدایمان سوخته.


به حق آن که ذلیل و خار گشته منم یا رب. نگذار تا بنده ای دیگر از تو خود را خار کند به پای من بی ارزش.

به یاد ایرانیان اتاوا و خلوت ایشان

سه‌شنبه 25 بهمن 1390 ساعت 11:31 ق.ظ

عجیب است. انگار هرچه دور و برمان کمتر هموطن باشد، بیشتر ایرانی می مانیم!

غرور و تعصب

دوشنبه 10 بهمن 1390 ساعت 12:34 ب.ظ

بعد از خواندن راجع به سرنوشت قاتلان ناموسی، دیدن این فیلم و فهمیدن معنی تعصب و غرور در عصر ویکتوریایی دیدنی بود.


چقدر دوست دارم بشینم و نقد بنویسم و فضای رمانتیکی جین آستن را Overhaul کنم... اما به یاد می آورم که به داستان رمانتیک نمی شود خرده گرفت. واقعیت زندگی اما بحث دیگریست.


پی نوشت:


یادم رفت از عبارت آخری که به تمرین امشب آموختم یادی کنم. برگشتم که یادآوری کنم:


"Being "Entitled 


As in I don't want to find myself entitled 

بعد ۴۰

یکشنبه 25 مرداد 1388 ساعت 12:57 ق.ظ

از ۴۰ گذشتیم و چله چله نشد!

یاد دل گذشت و دل دل نشد.


چه شعر بی مثنایی؟

ثروت احساسی

چهارشنبه 9 بهمن 1387 ساعت 01:34 ق.ظ

  سخاوتمند خواند مرا، نشد بگویمش: سخاوت مال اویی ست که از داشته اش بگذرد، نه این که برای نداشته اش آرزوی خیر کند!

ظاهر در مقابل واقعیت

سه‌شنبه 17 دی 1387 ساعت 10:08 ب.ظ

  کسی بود که به اشتباه داشتند مدال قهرمانی به او می دادند. خودش می گفت برایش مهم نیست ظاهر چیست - تا جایی که خودش واقعیت را می داند کافی است و مدال را گرفت.

نوشتار بی مخاطب

پنج‌شنبه 5 دی 1387 ساعت 09:17 ب.ظ
  نوشتن برای جایی بدون خواننده! مثل صحبت کردن در سکوت است.
( تعداد کل: 26 )
   1       2       3       4    >>