X
تبلیغات
رایتل

کیلومتر

پنج‌شنبه 28 مرداد 1389 ساعت 10:31 ق.ظ

کیلومترها به مترها بدل می شوند و مترها به سانتی مترها و سانتی مترها به سانتی متر.


و سانتی متر به لمس تو.


و یک هفته بعد


همین پروسه برعکس می شود


و به جدایی تو می رسد.


حالا مانده ام کیلومترها را چه بخوانم،


که چطور بگویم هر کیلومتر شده سوزنی از درد.


Kilometers


Kilometers become meters,


and meters become centimeters,


and centimeters become centimeter. 


and centimeter becomes touching you.


A week later, 


The same process is reversed,


and gets to not being with you.


Now I'm left to figure what to call kilometers,


to say how each is like a needle full of pain.

اعتماد

پنج‌شنبه 28 مرداد 1389 ساعت 03:11 ق.ظ

نتیجه سو استفاده از اعتماد عزیزترین کست چی می شه؟


چیزایی که نمی تونی تصور کنی. 

از تو؟

چهارشنبه 27 مرداد 1389 ساعت 01:20 ق.ظ

باید دوباره بنویسم شاید. شاید دوباره باید این جا را زنده کنم. نمی دانم. شاید این بار انگلیسی بنویسم. شاید نه.


شاید شعر بنویسم. گرچه تمام حرف های ما شعر است. شاید از تو بگویم. شاید با الهام از تو برایت شعر بگویم - حتی با این که فارسی نمی دانی که شعرهایم را بخوانی و بفهمی.