فکر عذاب آور

سه‌شنبه 22 بهمن 1392 ساعت 01:35 ق.ظ

عجیب است زمانی که می دانی فکری ناراحتت می کند، با این حال به آن می اندیشی و خود را عذاب می دهی. و نه حتی اینکه از زجر دادن خود لذت ببری، بلکه صرفا این کار را می کنی، بی آن که فکر کنی یا بدانی چرا.

شاید وقت آن رسیده است که از دور باطل خارج شوی.

نوشتن شاید به تو کمک کند. شاید به تو یادآوری کند چقدر بعضی کارهایت دیوانه وارند. اگر آن هم نشد، حداقل درد و دلی کردی و جایی ثبت کردی، با خود سخن گفتی، چنان که با پروردگارت سخن گفتی.


شنبه 12 بهمن 1392 ساعت 07:32 ق.ظ

Will be the year of the events. Where 2016 will be solidify those

July and October, mark two changes

Changes that will affect me

One directly and one indirect

Till then, I don't have much to worry about

I mean I have a lot to worry about

but not CZ or CPs


شنبه 5 بهمن 1392 ساعت 08:21 ق.ظ

I would like to kiss you bye

I rather you become my long distance lust

I may or may not see you in 8 months

But you are nothing but a manipulative monster

that I have let grow inside me so big

You are way worst than the parasite of that anthropologist

You have got me enter myself so many times

That I have become so numb to it

Till I shall see you or not

I kiss you bye

I much rather go check my lottery ticket