X
تبلیغات
رایتل

اندک تاملی در سقوط c-130

شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 07:23 ب.ظ

  بعد از آن حادثه ی ناگوار، افراد مختلف به روش های مختلفی به ابراز ناراحتی خود  و نفرت و انتقاد از عاملان ظاهری و یا اساسی این نوع حوادث پرداختند. راجع به این که چطور هواپیما سقوط کرد راستی ها و تخیلات بسیاری گفته شد. در بسیاری وبلاگ ها ومکان های مجازی اینترنتی و روزنامه ها هم شاهد چنین گفته شدن چنین حرف هایی بودیم.

 امّا من اکنون قصد بیان پرسشی دیگر دارم:

  آیا سقوط هواپیماهای متعدد مهم است، یا این که 70 درصد دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی و بسیاری افراد(نه تنها جوانان) در این کشور آرزوی مرگ دارند؟

 مسافران آن هواپیما دچار ترس و وحشتی که بعید است هیچ کدام از ما در طول زندگیمان داشته باشیم شدند و در آخر از این دنیا رخت بربستند، ولی آیا این برای آن ها بهتر بود یا این که زندگی کنند و زجر بکشند و برای نان شب به هر نوع پاچه خواری ای رغبت نشان دهند و هر جا که شد حتی اگر نظرش را به ما تحمیل کرد مانند صدا وسیما بروند و با صد نوع دردسر زندگی روزمره ی خود را ادامه دهند و با سختی های مختلف اجتماعی و یا شخصی و صد نوع اضطراب و دلهره ازین که فردا چه می شود، زنده بمانند ؟

  انسان های محترم، به تمام مقدسات تمام انسان ها قسم من بسیار از نزدیک دیده ام آن هایی را که آرزوی مرگ دارند و تنها خوبی موضوع این است که هنوز خودکشی نمی کنند و منتظرند هواپیمایشان سقوط کنند و یا در حادثه ای بمیرند و حتی شده وارد عدم شوند. به خدا دیده ام آن هایی را که برای به دست آوردن آن چه امثال ما برای آن ها به اندازه تف ارزش قایل نیستیم، خود را به چه آب و آتش هایی می زنند.

  این ظلمی که در سرتاسر زندگی(و نه این بگوییم تنها در جوانی باید شاد باشند و در جوانی بیشترین ظلم به آن ها می شود) به آن ها می شود مهمتر است یا ظلمی که به آن مسافران وارد شد و راحت شدند ؟

  پس اگر می خواهید گریه کنید، گریه هایتان را برای خودتان و برای این زندگی این انسان ها در این جامعه نگه دارید، نه برای آن ها.

  من تبلیغ نمی کنم که از فردا بشینیم یه گوشه برای کودکان آفریقایی که هرگز در عمرشان سیر نمی شوند گریه کنیم، ولی می گویم در ظاهر غرق نشویم که از محتوا غافل بمانیم.

   چیزی که من امروز حتی در رفتارهای خودم (که گاهی در آن ها تامل می کنم) به عنوان یک ایرانی آن ها را می بینم و در دیگران. آن قدر در ظاهر غرق شده ایم و خود را باهوش و با شعور و انسان ودارای هر چه صفت خوب می پنداریم و می اندیشیم به ما همیشه دارد ظلم می شود که از حرکت غافل می مانیم.

  آری ! ای کسانی که خود را انسان می پندارید و یا حداقل سزاوار داشتن این صفت، به محتوا بروید و در ظاهر نمانید. از همین الان شروع کنید و سعی کنید در رفتار هایتان از پنجره ی دیگران به خودتان نگاه کنید و از بدی هایش بکاهید.

  من مدعی هیچ نیستم. به زننده ی حرف توجه نکنید و به پیامش بیاندیشید، شاید اصلا پیامش هم غلط باشد آن وقت شما غلط را بهتر می شناسید و همین تامل آرام آرام و اندک اندک در آدمی و نگرش او تحول ایجاد می کند.

 

    به امید روزی که جهان دارای انسان هایی با تامل و بینش عمیق باشد و انسان در خوشبختی اش حد و حصری نباشد.

نظرات (8)
شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 07:36 ب.ظ
سلام
خوبی ؟ منم سینا هستم.
وبلاگ متفاوت و قشنگی داری.
جالب مینویسی.
به من هم یه سری بزن.
بای
امتیاز: 0 0
شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 07:37 ب.ظ
سلام
واقعا امیدوارم به امید روزی که جهان دارای انسان هایی با تامل و بینش عمیق باشد و انسان در خوشبختی اش حد و حصری نباشد.
به من سر بزن
قربانت عسل
امتیاز: 0 0
شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 08:40 ب.ظ
سلام دوست عزیز. من تصور می کنم صرف زیباییه که مهمه! زیبایی نمی تونه بی معنا باشه. وقتی چیزی اون قدر زیباست که میشه ازش لذت برد این خودش والا ترین معنای ممکنه. ما توی دانشگاه کتاب هایی رو می خونیم که سر شار از مطالب علمی ان. ولی برای من به شخصه خوندن اونها به هیچ وجه لذت بخش نیست. معیار من زیبایی و شکوهه. چیزی که با خوندنش انسان جریان اکسیژن رو توی وجودش حس کنه. نفس بکشه!‌ اصالت با هر چیزیه که این زیبایی رو در بر داشته باشه!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 9 بهمن 1384 ساعت 09:41 ب.ظ
هر دو موضوع یک از یک مهمتر!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 9 بهمن 1384 ساعت 10:17 ب.ظ
سلام
خسته نباشی
وبلاگ مفیدی داری اما کاش بنا بر اسم وبلاگت ؛ نشنه: متالبت را اولویت بندب کنی .
راستی منظور شما از تشنه چیه ؟ تشنه چه هستی ؛ عشق علم ثروت ازادی ... : من جسارتا می گویم اگر براساس فکری که داری متالبت را بنویس یا لا اقل این اولویتها را برای خواننده ها مشخص کنی خیلی بهتر می شه
در اخر اگه نظر بی جایی دادم ببخشید
امتیاز: 0 0
یکشنبه 9 بهمن 1384 ساعت 11:05 ب.ظ
اقای حلی خوشحال می شوم از نظرها و پیشنهاد شما برای بهتر شدن وب لاگم استفاده کنم
براتو ارزوی موفقیت دارم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 9 بهمن 1384 ساعت 11:46 ب.ظ
سینا من که این وبلاگ تو رو دیدم هیجان زده شدم. فکر کنم الان اول دبیرستان باید باشی. درست حدس زدم که داری انسانی می خونی؟ خیلی خوشحالم کردی پسر! دوست دارم ببینمت
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 13 بهمن 1384 ساعت 12:02 ق.ظ
سلام.با فونت قرمز ننویس آقا چشمو اذیت می کنه!!!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد