X
تبلیغات
رایتل

درخشان... کجایی؟

شنبه 16 آذر 1387 ساعت 09:49 ق.ظ

  چند وقتی است که حسین غیب شده. معلوم نیست آخر ماجرا چی از آب در بیاد، ولی چند تا موضوع هست:


  - حسین یه تابو شکن بود، برای هر تابویی هم که شکست دست کم یکبار سرش یا دستش رو شکستند.


 - دلیلی برای نفرت ازش ندارم، به جز توهین های بی ریشه اش به سروش و احترامش به اون روزنامه ی وزین. بقیه ی فحش هاش قشنگ بودند، no matter what the target was


  - حسین رو مظهری از بعضی از شکست های خودم می دیدم و می بینم. امیدوارم این مظهر بمونه برام... (آرزوی منفی ای نیست، برای این که این مظهر بمونه باید فعلا جون سالم به در ببره).


  - از بیشتر این هایی که الان دارند مرحمت و رافت از خودشون نشون می دن در مورد حسین، گند بلند می شه، گندهایی به مراتب عمیق تر از خریت رادیکال حسین.


  - بعد از همه چیز، خدا بهش رحم کنه. خدا به منم رحم کنه البته!

نظرات (1)
شنبه 16 آذر 1387 ساعت 10:11 ق.ظ
سلام .کی تو این زمونه افسرده نیست ! ممنون از وبلاگ خوبت.راستی به وبلاگ من هم سر بزن،فکر کنم افسرده تر شی با آهنگ هام.!اینم روشی هست برای من که افسردگی رو دوست داشتنی کنم برای خودم و شایدم دیگران...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد